تبليغاتX
Au nom de Dieu
Au nom de Dieu



توجه - توجه !!!!


توجه  !!!!!                                         توجه !!!!!!!!                                            توجه !!!!!!!


بسياري از پست هاي اين وبلاگ به دلايل


كاملا شخصي حذف گرديد !!!

جمعه 1388/07/10 توسط Mademoiselle |

یادش بخیر ... دلم تنگ میشه ....

هه هه هه !!!!!!!

هِلو ....

یادش بخیر اول تابستون چه توهماتی زده بودیما !!! همه میگفتیم تو تابستون میترکونیم و فلان و بهمان .... خود من زورکی آپ میکردم تو تابستون ... و تنها نتیجه ای که از این تابستون گرفتم اینو بود که تو تابستون نمیشه آپ کرد ...

منم تمام زورم رو جمع کردم که کل تابستون رو جبران کنم با کم کاریام ... پس برید بخوندید .....

واااااااااااااای خدا .. امسال سال آخر تحصیل ... من از روز اول که رفتم مدرسه سال شماری میکردم که برسم به سوم ... پیش هم که اسگل بازیه و نصفه نیمه واسه همین حساب نمیکنم ...

یه چی می گم نخندید بهماااااااااااااا ...

من امسال روم نمیشه برم مدرسه ... جو گیر شدم ناجور ... خفن احساس بزرگی میکنم و وقتی فکر میکنم تو خیابون به چشم یه بچه مدرسه ای بهم نگاه کنن خجالت میکشم ....

خداییش شما همچیین حسی ندارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه طبق فرمایشات ننه بزرگ گرام سال دیگه این موقع باید خونه شوهر باشم ... همه : هه هه هه هه !!!!!! نیشتونو ببندید ... اون میگه ... من و ننم هم میشینیم میخندیم ....

آخه من موندم من و چه به شوهر کردن !!!!!!!!!

اگه ما بریم خونه شوهر شوهر کجا بره ؟؟؟؟؟؟؟ً!!!!!!!!!!!!!

حالا  شوهر  رو بیخی ...

این بچه فسقلی ها رو که میبینم دارن میرن بندی گریه ام میگیره و یاد اون روزا میفتم ... دلم براشون میسوزه که چقدر پاکن هستن چه پسر چه دختر ولی وقتی بزرگ میشن خدا میدونه چقدرشون میتونن آدم بمون ... میتونن اسیر عشقای در پیتی نشن .. معتاد نشن .... هیز و چشم چرون نشن ... غیر تشون یادشون نره .. حیا و شرفشون یادشون نره ... ولی نمیدونن وقتی بزرگ بشن آرزو میکنن که برگزدن به بچگیشون ... من وقتی دیدمشون آرزو کردم که بچه بمونن  ...

یادش بخیر  10 سال پیش این موقع ها چه حال و هوایی داشتیم ... الانم بازم یه حال و هوایی داریم  .... انگار دارن خفم میکنن ... وقتی فکر میکنم ساله آخره ته قلبم یه جوری میشه ...

یکی از دوستام که از من بزرگتره میگه میدونم چه حسی داری !!! میگه نمیدونی چی در انتظارته .. نمیدونی میری دانشگاه ... میری سره کار ... شوهر میکنی ... هیچی نمیدونی .. تازه وقتی فکر میکنی که خوشی های مدرسه دیگه میخواد تموم بشه اون موقع حالت گرفته میشه ...

دلم تنگ میشه واسه روز اول مدرسه که مدیر و ناظم میان فک میزنن و منم چون عادت دارم جلو صف وایسم هی تیکه میندازم و با بکس هر هر میخندیدیم و گند میزدیم به برنامشون ...

دلم واسه روزی که میرفتیم سر کلاس و گیج میشدیم تو کدوم میز و کدوم ردیف بشینیم تنگ میشه ...

دلم واسه روزای کارنامه دادن و نگاه های غضب ناک مامانا تنگ میشه ...

دلم واسه اون موقعی که مراسم زیبای کارنامه دادن تموم میشد و مامانا میومدن بیرون بچه دنبال سوراخ سمبه میگشتن تا قایم بشن تنگ میشه ....

دلم واسه مریضی های الکی واسه در رفتن از زیر درس تنگ میشه ..

دلم واسه مسخره کردن معلما تنگ میشه ...

دلم واسه مارمولک ها کلاسمون تنگ میشه ...

دلم واسه سوسک های کلاسمون تنگ میشه ....

دلم واسه اینکه میرفتیم و کوچتر از خودمون رو خر میکردیم واسه اینکه بیاد الکی در کلاس بگه دفتر کارمون داره تا از کلاس در بریم  تنگ میشه ...

دلم واسه اینکه الکی تو تمامه مسابقات شرکت میکردیم تنگ میشه چون میخواستیم کلاس رو بپیچونیم ....

دلم واسه روزایی که چیزایی که واسه مریضیم بد بود میخوردم تا حالم بد بشه و نرم امتحان بدم تنگ میشه ...

دلم واسه نوشتن چنگیز رو تخته تنگ میشه ..

پ.ن :  چنگیز معلم دین و زندگیمونه و چون اصلاح نمیکرد و سیبیل داشت بکس بهش میگفتن چنگیز و وقتی هم میخواستیم لجشش رو در بیاریم زنگایی که دینی داشتیم با بزرگترین سایز پا تخنه مینوشتیم چنگیز وارد میشود ...

دلم واسه آمار گرفتنا تنگ میشه ...

دلم واسه روزایی که برف میومد و معلما دیر میومدن و ما هم جیم میشدیم و میرفتیم سر کوچه مدرسه و بستنی میخریدیم و میرفتیم تو حیاط مدرسه و بستنی میخوردیم تنگ میشه ...

دلم واسه مرحله ی بعد از بستنی هم تنگ میشه که مثه بید میلرزیدیم ولی از رو نمیرفتیم تنگ میشه ...

دلم واسه روزای قبل از عید که قرار میذاشتیم هیچ کدوممون نریم ولی هممون میرفتیم تنگ میشه ....

 دلم واسه روزایی که معلما بچششون رو میاوردن و ما آمار کل خاندانشون رو میگرفتیم تنگ میشه ....

دلم واسه ریدن به هیکل مدیرمون تنگ میشه ...

پ.ن : مدیر اولمون ماه بود ولی برا دوم اون استعفا داد و رفت و یه  ........(بدترین فشی رو که شنیدید بذارید توش )  آوردن جاش که میخوام  سر به تنش نباشه .. یه روز آخرای سال همین .................. اومد سر کلاسمون بد از کلی فکاکی کردن گفت : حالا از مدیریت امسال راضی ترید یا پارسال ؟

من فوری گفتم پارسال ....

جاتون خالی که ریخت نحسش رو ببینید چه شکل شد اون موقع ...

دلم واسه رقصیدنای سر کلاس تنگ میشه ...

دلم واسه کندن در کلاس تنگ میشه ....

پ.ن : این شاهکاره ما نبودا ولی خیلی لذت داشت که ییهو در کنده شد ... یادش بخیر مربوط به اول میشه ..

دلم واسه زمانی که معلم با زور میبردمون درس بپرسه و نخونده بودیم و عینه چی ضایع میشدیم تنگ میشه ....

دلم برا خاطرات مناطق جنگی که از طرف مدرسه 5 نفر رو فرستادن و منم یکی از اونا بودم  تنگ میشه ....

دلم برا  افطاری های مدرسه و اون تربچه های قرمز که تو تاریکی رو سر و کله مون فرود میومد ما هم بقیه رو بی نصیب نمیذاشتیم تنگ میشه ....

دلم برا درد و دلهای یواشکیمون ته حیاط تنگ میشه ...

دلم برا  درد دل با معلما تنگ میشه ...

دل برا دعوااااااا با همون معلم ها هم تنگ میشه ....

دلم برا قهرای 1 دقیقه ایمون تنگ میشه ...

دلم برا رمان خوندای سر کلاس فیزیک تنگ میشه ...

دلم برا داستان زبانهایی که سر کلاس ریاضی یواشکی میخوندم تنگ میشه ...

دلم برا مطالب و تستهای روانشناسی که معلم ریاضیمون بهمون میداد تنگ میشه ... دلم برا داستانهای شیرینی که معلم ریاضیمون سر کلاس برامون تعریف میکرد تنگ میشه

دلم برا قد بازی در آوردن سره اولیا تنگ میشه ...

دلم برا  آزمایشگاه کوچک و داغون شیمی تنگ میشه ...

دلم برا اون روزی که میخواستم چند تا مواد رو با هم قاطی کنیم و اگه درصدش زیاد میشد ممکن بود بریم هوا و معلممون با صلوات و دعا و اینا قاطیشون کرد و نصفه بچه هم از ترسشون دم در وایساده بود که مثلا فرار کنن تنگ میشه ...

دلمم برا اون روزی که تو زمستون تو همون چند روزی که هوا سرد بود و همه داشتیم قندیل می بستیم و تو آزمایشگاه فیزیک گیر کردیم چون رد و بوده در قاط زده بود و باز نمیشد تا آخرش معلممون با موبایل زنگ زد اومدن در رو باز کردن تنگ میشه ....

دلم برا اون روزی که امتحان اسحله دادیم و کلی مسخره بازی در آوردیم با اسلحه ها تنگ میشه ...

دلم برا سوالای فنی سر زنگ دینی تنگ میشه !!!!!!

دلم برا زنگ های جغرافی و معلمش تنگ میشه ... یادش بخیر چه معلمه ماهی داشتیم .. از تمام مسائل زندگی باهامون حرف میزد ..جوری که به جغرافی هم ربطش میداد .. یاده چسب موهای جغرافی  بخیر ... یاده انفجار جمعیت بخیر ... 

رویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یادته زنگهای جغرافی رو ؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم برا سوغاتی های دوست پسرای بچه ها که براشون میاوردن و اونا هم دلشون نمیومد تنها

خدا دلم برای تموم اون روزا تنگ میشه .... اون روزایی که هیچ وقت تکرار نمیشن ... چه روزای خوبش چه بدش ...خدایا باورم نمیشه که تموم داره میشه ... همش داره تموم میشه ...

دیگه زندگی همینه و چاره ای نیست ....

ببخشید پر حرفی کردم  ... سره دلم مونده بود باید میگفتم ...

سه شنبه 1387/06/26 توسط Mademoiselle |

تابستونه

سلام بکس محلول و نا محلول

چطورید ؟؟؟؟؟؟

اول بگم که یه بنده خداهه بود که به خودم ربط داره کیه مریض شده بیمارستانه .... دعا کنید زود برگرده

راستی خیلی نامردید به قول آق تورس 1000 تومان ...

من چند روز نبودم هیچ کس نیومد بگه ستی مرده است زنده است ...

حالا زیاد خودتون رو ناراحت نکنید دیگه می بخشمتون ...

تیلیفمون از سه شنبه قطعیده بود تا دیروز .....

چه می کنید با این تابستون موضی ( موضی : مخفف مضخرف ) من که سه تا کار بیشتر انجوم نمیدم یا خوابم یا کلاسم یا نتم ...

یه خبر :

یه غلطی کردم خودم هنوز تو کفشم ....

اینجانب رفتم سایت اهدا عضو و کارت پر کردم تا وقتی رفتم به درک اعضام رو به یه بدبخت فلک زده پیوند بزنن ...

واقعا دلم برا اونی که قراره اعضای منو بهش پیوند بزنن میسوزه ...

دیگه چه غلطی کرم تو این چند وقته !!!!!!!!!!!!!!!

آهان بچه خر خونه زبون شدم ..... مید تست شدم : نود و هشت

و دیگر اینکه مخالفت خود را با هر گونه سفر خارج از تهران اعلام نمودم ...

دیگر اینکه یه برنامه توپ ریختم رو کامی (کامپیوتر ) که باهاش تقویم 2009 با عکس خودم پاکت سی دی با عکس خودم و اینا رو طراحی نمودم ...

و دیگر اینکه یک رمان خوندم که تا 2 روز گریه مینمودم ... دلسپردگان بود اسمش ...

راستی یه جمله ی توپ انگلیسی : Treet or treek ?

مفهومش اینه که : میدی یا سوسکت کنم ؟

دیگه چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از نظر خودم که آپ بسیار بسیار بسیار موضی بود ....

من نمیخواستم  آپ کنم ولی هی PM  میذارید و میگید آپ کن ... بفرمایید اینم آپ ...

آخه آپی که نه موضوع داره و نه چیزی همین میشه دیگه   به من چه ... خودتون خواستید خودتونم باید نظر بدید ....

راستی تصمیم گرفتم نظرات هر آپ که به 100 تا رسید دوباره کنم ....

پ.ن : الکی کامنت نذاریدا نمی دونم بیاید تو هر کامنت یه حرف بذارید و یا اینه گل و اینا .... بذارید واقعا به 100 تا برسه بعد ....

دیگه چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آهان برا همون که به خودم ربط داره هم دعا کنید زودتر خوب بشه ....

راستی دیدید چه آدمای جیغی اول تا سوم کنکور شدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا کدوناتون قبول شدید کنکور ؟

اینم یه شعر تابستونی :

دوباره تابستان آمد ، هوای شهر شد سوزان

تنور نانوایی شد، ز گرمی خطه ی تهران

ز گرما گرچه آبادان ، شده مشهور در ایران

شده تهران به تابستان ، خودش یک پای آبادان

ندارد (نا ) دگر کاسب ، که گوید قیمت جنسش

اگر که مشتری آید ، به نزد او در دکان

نشسته دلخور و اخمو جلو پنکه جناب سروان

شل و وا رفته از گرما سر پستش شده آجدان !

یخی یک گاله پر از از ی ، نهاده بر الاغ خود

الاغش کرده یخ اما ، خودش باشد عرقریزان

توی این فصل می چسبد ، ناهار آبدوغ خیار ناب

کی می باشد بسی بهتر ز مرغ و جوجه بریان

دبستان و دبیرستان ، شده تعطیل و شاگردان

کنون جمعند در کوچه ، همه تقص و همه شیطان

نیاید خواب یک لحظه ، به چشم مردم خسته

به بعد از ظهر تابستان ، ز جیغ و نعره ی ایشان

جهنم گشته از گرمی ، اگر تهران ، بیا بنگر

بهشت روح افزا را ، پل تجریش در شمران

دماوند و کرج حالا ، فرحبخش است و روح افزا

ز زیبایی شده هر دو ، به مثل روضه رضوان

غزل میخواستم گویم ، قصیده شد ولی اکنون

اگر کش آمده شعرم ، بود تقصیر تابستان

شعر برگرفته از :

دیوان فینگیلی 4/4/1347

 

یکشنبه 1387/05/06 توسط Mademoiselle |

همه رغم ... همه مدل ... بخون و حال كن ...

 

سلام محلولان عزيز

خوبيد يا چطوريد  ؟؟؟؟

چه خبر از امتحاناتون ؟ خوب داديد ؟ يا گند زديد ؟

من كه تا الان فقط شيمي رو خراب كردم .. فكر كنم بشم 13 يا 14 .

16 هم كه تعطيل شد در نتيجه ما يك هفته تعطيليم ...

خوب دو تا تبريك بايد بگم

اول برد استقلال و صعود به فينال جام حذفي .... ( مباركمون باشه ) ديدي طالبلو جون چه شاهكاري كرد .... الهي قربونش برم .... عالي بود .... دستش درد نكنه ...

      

 دوم : تولد حامد جونم رو باید تبريك بگم  ( نوه ي خالم ) فكر كنم ميره تو 13 سال .( ۱۱ / ۳ / .. ) .... ايشالا تولد 120 سالگيش .

               

                                                        

                                                                     

                                                                                           

                                                                                 

 

راستي ديشب رعد و برق رو داشتيد ؟؟؟؟؟؟

من كه سكته كردم ...  آخه داشتم خواب مي ديدم يه هواپيما داره ميره بعدش همه ميگفتن الان سقوط ميكنه وقتي رعد و برق اوليه كه خيلي وحشتناك بود رو زد من فكر كردم هواپيما سقوط كرد و بلند شدم جيغ كشيدن و مامانم از خواب پريده ميگه چيه !!!!!! ميگم تلويزيون رو روشن كن ( ساعت 3:30 يا 4 بامداد ) ... ميگه خل شدي نصفه شبي !!!!

گفتم مامان تو رو خدا روشن كن ببينيم چند نفر مردن !!!!!!!!
مامانم داشت شاخ در مياورد !!!!!!!!!!!!

گفت حالت خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چي داري ميگي ؟؟؟؟؟؟؟

گفتم مگه تو صداي هواپيما رو نشنيدي سقوط كرد و منفجر شد !!!!!!!!!

حالا مامانم زده زير خنده نصفه شبي مگه خنده اش بند ميومد ..........

منم كه همين جوري شوكه نشسته بودم وسط خونه !!!!!!!!

بعد از اينكه خانم خنده اش تموم شده ميگه ديوونه صداي رعد و برق بود !!!!!!!!!!!!!!!!

يه ذره نگاش كردم بعدش خودمم زدم ير خنده به خاطر ديوونه بازيم ...........

ولي نصفه شب چه كيفي ميده آدم بلند بخنده ........ جاي شماها هم خالي بود بخنديد ....

خوب اين چون خيلي مهم بود اول گفتم ....

آپ ايندفعه هم مثل قبل درهم برهمه و سر و ته نداره ولي يه سري مطلب جديد هستش ... توي يه كتاب خوندم گفتم اينجا بزنم ببينم چقدر راست البته بايد نظر درست و حسابي بديد تا معلوم بشه .... خواهشا راست بگيد و الكي يه چيزي نگيد و بريد ......


قسمت اول : پسرها چه ويژگي هايي را در دختران مي پسندند :


چهره و اندام خوبي داشته باشد .

صميمي و رو راست باشد نه خود شيفته .

باهوش باشد .

شوخ طبع باشد

صادق باشد

بازي در نياورد

هم صحبت خوبي باشد.

علايق و ارزشهاي مشترك با من داشته باشد .

از نظر مسائل جنسي پاك و در عين حال آگاه باشد .

اجتماعي باشد نه خجالتي

پخته باشد .

 


قسمت دوم : دختر ها  چه ويژگي هايي را در پسران  مي پسندند:


باهوش باشد

چهره ي خوبي داشته باشد

هم صحبت خوبي باشد

صادق و راستگو باشد

اعتماد به نفس داشته باشد


شوخ طبع باشد

آراسته باشد ( سرو وضع تميز داشته باشد و اهل سيگار و مواد مخدر نباشد )

پر احساس و با محبت باشد

بين همسالان خود محبوب و خوشنام باشد

نرم خو باشد ... فكر نكند حتما بايد ثابت كند مرد است

 

حالا شما ها هم خودتون نظراتتون رو درباره ي اين دو قسمت بگيد .

 

راستي يه سوال فني ؟؟؟؟؟؟؟

به نظر شما ميشه تو دنيا كسي آدم رو دوست نداشته باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب همونطور كه گفتم اين آپ سر و ته نداره

اينم يه شعر كه خيلي خوشم اومده بود گفتم بذارم براتون ....

 

  ده  ثانیه تا انتها

پایونی بی سرو صدا

بی خبر از هر شب و روز من و یه شمع نیمه سوز

یکی گذشت از ثانیه نه تای دیگه باقیه

ای کاش تو لحظه ای که رفت

می دیدمش یه بار دیگه

اون دور بود تو حسرت ثانیه ها که می گذشت

ای کاش تو این یک ثانیه می بودنش نمی گذشت

ساعت می گه دو ثانیه هشت تای دیگه باقیه

یه عمر نشستم منتظر کی میگه اینا بازیه

فقیر بودن جرم منه

عاشق بودن تنها گناه

یه عمری چشم به در بودم

این آخرا هم چشم براه

ساعت بازم بهم می گه سه ثانیه رفته دیگه

خبر داری چه زود گذشت مونده فقط هفت ثانیه

هی با خودم گفتم میاد امیدتو ندی به باد

داد می زدم پس کی میاد کسی جوابم و نداد

من موندمو دو ثانیه ازم فقط این باقیه

ثانیه پشت سر هم  رفتن تا شیش و هفت و هشت

لحظه تو گوشام داد می زد هشت ثانیه ازت گذشت

من موندمو دو ثانیه ازم فقط این باقیه

هنوز نشستم منتظر چشم امیدم ساقیه

آی  اِی خنک باد سحر واسش ببر تو این خبر

بگو که من تا آخرین خیره  بودن چشام به در

ثانیه نهم که رفت مونده فقط یه ثانیه

سرت سلامت نازنین از من یه لحظه باقیه

قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم

منتظرت بودم یه وقت نگی که عاشق نبودم

ثانیه ده گل یاس راحت شدم دیگه خلاص

آزاد شدم میام پیشت بی واهمه بی هیچ هراس

قشنگ ترین ثانیه ها این ده تا بود که زود گذشت

رویای شیرین بود و ناز چون با خیال تو گذشت

            

پنجشنبه 1387/03/09 توسط Mademoiselle |

دوست دارم و ندارم ...

 

نام: ستاره

نام خانوادگی: د...

تاریخ تولد: 26/1/71 

شغل: دانش آموز 

رشته تحصیلی: رياضي

محل تحصیل: مدرسه ي سر كوچمون

 و چیزایی که دوسشون دارم  و  دوسشون ندارم !!!!  در ادامه ي مطلب ...

 

حتما بخونيد و نظر بديد ...

نكته : كي گفته چون وبلاگم استقلاليه حتما بايد راجع به اين موضوع آپ كنم ؟؟؟

وبلاگ شخصيمه دوست دارم راجع به هر چي كه دلم ميخواد آپ كنم ...


ادامه مطلب

پنجشنبه 1387/02/19 توسط Mademoiselle |

سايت هاي مشكي ، دوستداران واقعي محيط زيست

 سلام ...

خوبيد ؟ خيلي دلم براتون تنگ شده بود  

ميدونم الان بازم ميايد تو وبلاگمون و ميبينيد قالب عوض كرديم و شايد بدتون بياد ....

ولي اندفعه عوض كردن قالب دليل داشت اونم چه دليلي !!!!!!!!

دليلش رو پايين براتون نوشتم ....

ديروز تو ماهنامه ي دانش و كامپيوتر خوندمش ...

گذاشتم تا شما هم بخونيد ....

سايت هاي مشكي ، دوستداران واقعي محيط زيست

دفعه ي بعد كه خواستيد در اينترنت جستجو كنيد ، سنت شكني كنيد و بجاي گوگل سراغ BLACKLE   برويد . مطمئن باشيد چيزي را از دست نمي دهيد و همان نتايجي را كه ممكن بود گوگل به شما نشان دهد اين بار سايت blackle به شما نشان مي دهد .

صفحه ي اين سايت خيلي شبيه به گوگل طراحي شده و نوار عريض جستجو ، كاملا مطابق با نوار جست و جوي گوگل است و تنها يك تفاوت مي تواند برايتان جالب باشد و آن هم صفحه تمام مشكي اين سايت است .

Heap media كه شركتي استراليايي است ، معتقد است استفاده از اين پيكسل هاي مشكي در اين سايت ، به حفظ كره  زمين كمك كرد .

مي پرسيد چطور ؟

آنها معتقدند كه پيكسل هاي مشكي در نمايشگرهاي crt باعث مي شوند تا نمايشگر انرژي كمتري مصرف كند ، بنابراين co2 كمتري در هوا منتشر مي شود و در نهايت كمك مي كند كه گرمايش جهاني كند تر ، و محيط زيست پا برجاتر باقي بماند . تحقيقات صورت گرفته در اين مورد كه در سايت دپارتمان انرژي آمريكا منتشر شده ، نشان مي دهد كه سايت هايي با پس زمينه هاي سفيد ، انرژي بيشتري نسبت به سايت هايي با پس زمينه هاي مشكي مصرف مي كنند .

به جزئيات تفاوت انرژي در رنگ هاي متفاوت توجه كنيد :

تفاوت پس زمينه رنگ سفيد و مشكي چيزي حدود 17 وات است . البته متاسفانه پس زمينه هاي برنامه هايي كه كاربران وقت زيادي را با آنان صرف مي كنند ، مثل word  ويا E-mail  ها ، همگي سفيد هستند . حتي در اين رابطه پيشنهاد مي شود از screen saver  هايي استفاده كنيد كه پس زمينه مشكي داشته باشند .

البته بحث در اين مورد  در همين جا خاتمه پيدا نميكند . زيرا عده اي از معتقدند كه اگر اين مقدار مصرف براي رنگ مشكي و سفيد را ملاك بگيريم و اگر تصور كنيم كه روزي 200 ميليون جست و جو حدود 10 ثانيه طول بكشد ، در نتيجه هر روز 550000 ساعت وقت روي پس زمينه گوگل زمان مي گذرد ، كه اگر اين زمان روي پس زمينه مشكي بگذرد ، روزي 8،3 مگاوات در انرژي صرفه جويي شده كه اين برابر است با 3000 مگاوات ساعت در سال .

طرفداران اين نظريه ، معتقدند براي حفظ محيط زيست ،  اين گام هاي كوچك هستند كه بسيار موثرند و توصيه مي كنند كه در قدم اول نمايشگرهاي crt  را كنار بگذاريد و از Lcd   ها استفاده كنيد . ثانيا پس زمينه تيره فراموش نكنيد .

بچه ها برام دعا كنيد نمره ي زبانم بالا باشه ... فردا يا پس فردا كارنامه ميدن

 HaVe   a    GoOd    DaY

پنجشنبه 1387/02/12 توسط Mademoiselle |

من اومدم

سلام بكس محلول

خوبيد ؟

من اومدم .... جاتون خالي خيلي خوش گذشت ديروز رفتيم شانديز و طرقبه ..

بازم جاي همتون خالي بود ...

امروز ساعت ۳ بامداد از خواب بيدار شديم چون ساعت ۵:۱۵ پرواز داشتيم و خدا رو شكر تاخير نخورد و اومديم ...

ولي چه اومدني !!!!

ساعت ۷:۳۰ رسيديم خونه و نميخواستم برم مدرسه ولي امتحان اسلحه داشتيم و مجبور بودم با خواب آلودگي فراوان برم مدرسه !!!!

با زور زنگ زبان رو گذرونديم و نشستيم به حرف زدن تا معلم دفاعيه با ۳ تا كلاشنيكف اومد تو كلاس و بعد از آموزش از هممون امتحان گرفت . زنگ آخر متاسفانه ديني داشتيم و معلمه داشت برامون خمس و زكات ميگفت و منو شيدا داشتيم در مورده ........  و ما نشسته بوديم در مورد گرفتن م*ا*ر*م*و*ل*ك (حالم بهم ميخوره ازش )حرف ميزديم كه تا من اومدم بگم ما*رمو *لك يه دفعه دييدم يه يه ما*ر*مو*لك رو ديواره اونوره كلاسه من كم مونده بود سكته كنم ولي تا آخر زنگ يه اپسيلون تكون نخورد . ولي جاتون خالي انقدر حرف زديم دهنمون كف كرده بود  ... چه حرفايي هم زديم !!!!

همه ي اينا رو ولش كن من انقدر خوابم ميومد از چشام اشك ميومد !!!!

حالا برگشتيم خونه و حاضر شدم و رفتم زبان ...

انقدر با استاده كل كل كردم كه آخرش داشت دعوامون ميشد

دعا كنيد آخر ترم نندازتم ....

فعلا باي من برم تحقيق در بيارم  

 

شنبه 1387/02/07 توسط Mademoiselle |

بهار آمد !!!!!!!!!!!!

 واژه نامه نوروزي

 

چهارشنبه سوري: فرصتي بسيار مناسب براي افرادي كه زياد مايل نيستند بهار سال آينده را مشاهده كنند. اتفاقي كه در آخرين سه شنبه سال مي افتد، اما معلوم نيست به چه دليلي به جاي سه شنبه سوري به آن چهارشنبه سوري مي گويند. نام يك فيلم كه موضوع آن هيچ ربطي به نام فيلم ندارد!           

 


ادامه مطلب

چهارشنبه 1386/12/29 توسط Mademoiselle |

تور بزرگ به جهان دیگر

 

   تور بزرگ به جهان دیگر(طنز)

 

- سه شب بهشت، دو شب جهنم، دو شب برزخ

- بازديد از مهم ترين مراکز فرهنگي، هنري، تفريحي ملکوت

- بازديد از پل زيباي صراط

- بازديد از معروف ترين مار دنيا؛ غاشيه

- تجربه ي سفري زيبا بر روي شير عسل هاي رودخانه هاي بهشت

- بازديد از بارگاه الهي و خانه ي جبرائيل

- بازديد از اژدهاي دو سر

هزينه هاي تور شامل :

- هزينه ي جابه جايي و اقامت همراه با صبحانه

- هزينه ي ويزاي بهشت

- هزينه ي جا به جايي با قاليچه ي پرنده

- هزينه ي خدمات جانبي

علاقه مندان مي توانند براي شرکت در تور و کسب اطلاعات بيشتر هر چه سريع تر با عزرائيل تماس بگيرند!

کنسرت بزرگ هايده و ويگن

( براي حال دادن به زلزله زدگان بم )

با حضور افتخاري ايرج بسطامي

مکان: آمفي تئاتر اصلي بهشت، آسمان هفتم!

زمان: جمعه ي ديگه

علاقه مندان براي تهيه ي بليط و در صورتي که احساس مي کنند به بهشت مي روند، مي توانند تا آخر وقت اداري چهارشنبه فوت شوند  ....

اینم یه سری عکس عشقولانه به در خواست بعضی ها ....

 


ادامه مطلب

جمعه 1386/12/24 توسط Mademoiselle |

چند گام موثر براي اذيت و آزار ديگران توسط وبلاگ

سلام دوست جوناي گلم .......... خوبيد ؟؟؟؟؟؟

اين پست رو مي ذارم به شرط اينكه نخواهيد در مورد خودم استفاده كنيد ... وگرنه برش مي دارم..

ملطفت شديد   ..................... ok

چند گام موثر براي اذيت و آزار ديگران توسط وبلاگ :

 مواد لازم:

- خودتان (يك عدد)

- كامپيوتر

- اشتراك اينترنت رايگان يا كم‌هزينه

- يك عدد وبلاگ و چند اي‌ميل

- وقت و بيكاري به مقدار فراوان

- فرهنگ پايين استفاده از رسانه به ميزان كافي

ابتدا يك وبلاگ بسازيد. چون شما فقط قصد مردم‌آزاري داريد پس يك ريال خرج نكنيد و فقط از فضاي رايگان استفاده كنيد. هر طور شده تبليغ بالاي آن را برداريد. به شما تبريك مي‌گوييم. شما اكنون يك رسانه در اختيار داريد كه مي‌توانيد توسط آن مردم‌آزاري كنيد و كار رسانه نيز فقط همين است.

 

حال مي‌پردازيم به روش‌هاي آزار ديگران:

پاچه‌گير خوبي باشيد. اگر روحيه‌ي پاچه‌گيري نداشته باشيد نمي‌توانيد به آزار ديگران بپردازيد. اول ليستي از وبلاگ‌هاي پرمخاطب تهيه كنيد و شروع كنيد به حمله كردن و فحش دادن به آنها. مي‌توانيد به صورت مجازي آنها را هم گاز بگيريد و احياناً مشت و لقدي نثارشان كنيد و به صورتشان پنجول بكشيد. اين‌طور جلب توجه مي‌كنيد و همه مي‌فهمند چقدر مهم هستيد و يك‌شبه ره چند ساله را خواهيد پيمود.

 در اين موارد به هيچ عنوان از اسم واقعي خودتان استفاده نكنيد چون شما خيلي مهم هستيد و تمام دستگاه‌هاي امنيتي جهان دنبال شما هستند.

 تمام وبلاگ‌نويسان دشمن شما هستند حتي اگر خلاف آن ثابت شود. اين را يك اصل بدانيد. بنابر اين وبلاگ براي دوستي و ارتباط نيست بلكه براي ايجاد دشمني و ديگرآزاري به كار مي‌رود.

 به هر كه و هر چه دلتان خواست در وبلا‌گتان فحش بدهيد. آزادي بيان يعني همين.

تمام آن‌چه را در كوچه و خيابان آموخته‌ايد مخصوصاً فحش‌هاي....... را در وبلاگ خود استعمال كنيد. وبلاگ را براي همين كارها ساخته‌اند.

 از كامنت‌هاي ديگران غافل نشويد. هيچ وقت يك حرف مثبت در كامنت ديگران ننويسيد و تا مي‌توانيد چاك دهن را باز كرده و هر چه خواستيد در كامنت ديگران بنويسيد. مهم نيست كه مطلب را خوانده باشيد يا نه.

آبكش‌صفت و سخن‌چين باشيد. ليست خوب و بد بسازيد. از آنها كه بدتان مي‌آيد ليستي با عنوان وبلاگ‌هاي خائن و خودفروش بسازيد و هر كس كه چيزتان را ماليد با عنوان دوستان و مبارزين و قهرمانان ملت نام ببريد. مهم نيست كه صاحب وبلاگ‌ها را نشناسيد مهم اين است كه شما فقط قصد مردم‌آزاري داريد و وظيفه‌ي وبلاگ همين است.

براي ديگران ويروس بفرستيد بلكه چيزي سر كامپيوترشان درآيد و عقده‌ي حسد شما كمي آرام بگيرد.

چند وبلاگ ديگر با اسامي مستعار ديگر بسازيد و در آنها به وبلاگ اصلي‌تان لينك بدهيد و تا مي‌توانيد با آن اسم‌ها از خودتان تعريف و تمجيد كنيد.

 تا مي‌توانيد در وبلاگ‌تان به اقوام و مردمان مختلف بد و بيراه بگوييد. مهم نيست چون شما با اسم مستعار مي‌نويسيد كسي به هويت پشت‌كوهي خودتان پي نخواهد برد. در وبلاگ ديگران به نام كسان ديگر كامنت بگذاريد و در وبلاگ كسان ديگر به نام ديگران. بعد كه خوب دعوايشان شد، وسط بپريد و با كدخدامنشي آنها را نصيحت كنيد كه اين‌قدر بد نباشند و مثل شما باشند.

 لينك ديگران را بگذاريد و هر وقت عشق‌تان كشيد آن را برداريد ولي اگر ديگران لينك شما را برداشتند تا مي‌توانيد به آنها بد و بيراه بگوييد.

 انواع و اقسام منوهاي پاپ‌آپ جهنده و خزنده و پرنده را در ورود و خروج وبلاگ‌تان به كار ببريد و در متن آنها هم از درپيتيسم غافل نشويد.

 به هيچ اصول انساني و اخلاق ارتباطي و هيچ نوع شرفي پايبند نباشيد. سعي كنيد تمام آن‌چه در خانواده‌تان آموخته‌ايد و تمام فرهنگ‌تان را به اين روش‌ها نمايش بگذاريد.

 هيچ وقت به اين فكر نكنيد كه پشت هر وبلاگ يك انسان است و شايد با آزارهاي شما ضرر مالي و جسمي و روحي ببيند اصلاً اين‌طور نيست و بي‌خيال وجدان بشويد. وبلاگ واين حرف‌ها؟  

چهارشنبه 1386/12/08 توسط Mademoiselle |



من به آمار زمین مشکوکم !!!
اگر این شهر پر از آدمهاست ..
پس چرا این همه دلها تنهاست ؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*متولد 26/ 1 / 71 تهران

*رشته ام ریاضی - فیزیکه

*بزرگترین آرزوم اینه که :
مهـــماندار هواپيمايي "ايران اير" بشم.
يا
استاد زبون (از نوع فرانسه ش)

*تاريخ تولد وبلاگ : 16 / 10 / 86

*خودم ميدونم وبلاگ خوبي دارم نميخواد بگيد


دل نوشته های ستاره

سایت اهداء عضو

RSS 2.0

Designed By ParsTheme